حجاب زنان، پرچمی که هرگز افراشته نشد

روحی شفیعی

سی و اندی سال میگذرد از ان روزی که ایت الله خمینی زنان را پرچمدار حکومتی کرد که رویای ان را در سر میپروراند. جکومتی اسلامی که نظیرش در جهان معاصر وجود نداشت و خمینی بران بود که رویای دیرین را جامعه عمل بپوشاند و جامعه بی طبقه توحیدی را انطور که مشاوران و همدستان ان روز با بوق و کرنا به حهان وعده میدادند در ایران بوجود اورد که الگوئی برای سایر سرزمینهای اسلامی شود.

قبای این حکومت نوظهور که بر قامت هیچ سرزمینی دوخته نشد برای اول بار بدست خمینی بر قامت بلند و بالای زن ایرانی اندازه گرفته و دوخته شد تا ازاین راه اسلام نوظهور و جامعه بی طبقه توحیدی نوظهور و حکومت نوظهور و من دراوردی به حهانیان عزضه شود و الگوی انا ن قرار گیرد. حکومتی که نه تحربه تاریخی داشت نه الگو و نه زیر بنای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی که ان همه را میبایست با روش ازمون و خطا و در نهایت با زور سرنیزه بخورد جهانی بدهند که با تحیر و تعجب و گاه تمسخربه ان حاکمیت و رهبری نوظهور ان مینگریست و بانتظار تولد نوزادی بود که هرگز زائیده نشد. نه عدلی پیاده شد، نه عادلی رشته حکومت را بدشت گرفت، نه جامعه بی طبقه توحیدی شکل گرفت و نه از اسلام و اسلامیت انگونه که ایرانیان از ان شناخت داشتند چیزی باقی ماند. هنوز اما این خاکمیت فاسد زور و کودتا و کشتار و تقلب و ریا پرچم و پرچمدار را گروگان دارد زیرا که در صورت پائین اوردن این پرچم ، نه از انچه که بدنبالش بودند و یا وانمود میکردند که بدنبالش هستند نامی میماند و نه نشانی

زنان ایرانی را سی و اندی سال است که بگروگان گرفته اند چنانچه ازاد کنند تا هرچه که میخوهند بپوشند باید انگاه ببینند که از جامعه اسلا میشان چه باقی مانده است. زنان ایران را همانند عهد جاهلیتشان بگروکان گرفته اند تا جانیان و دزدان بچپاول ثروت  و کشتار جوانان ایرانی ادامه دهند. ما زنان ایران در سی و اندی سال که خمینی اولین نوک قلم و نوشته خود را بسویمان نشانه گرفت باید میفهمیدیم که گروگانیم و در بند. هم ان زمان که بما توصیه کرد رعایت مصالح اسلام کنیم و چنان بنمایانیم که همگان ببینند و بدانند که ایران اسلامی است و دریغ و درد که عمق فاجعه را ان روز درک نکردیم و در گیر و دار شاختن ایرانی نوین بودیم با این امید که در ان نان و گرسنگی بیک اندازه تقسیم خواهند شد. کجا در وهمناکترین خوابهایمان امروز را میدیدیم که خودمان، فرزندانمان ،نوه ها و نواده هایمان یا بر دار خواهند شد یا اوراه سرزمینهای بیگانه و یا بدتر از ان پیچیده در عباهای وهمناک تاریخ با پرچمی بدست برای حکومتی که برایشان پشیزی قائل نیست جز حاملدار پرچم و بیانگر اسلامی که خود از بن تیشه بر ریشه اش زده اند.

بیائید اقایان کودتاگر و سرکوبگر و فاسد یکبار هم که شده بشمارید میزان خسارتی را که بابت پرچمداری زنان از مال و جان مردم خرج کرده اید. براستی از ان گشتهای ثارالله تا بسیجیان زن و مرد و زهرا خانمهای رنگ و چاقو کشان حزب الله و سنگ پرانان گروههائی چون هادی غفاری در اوایل انقلاب تا فتواهای جور واجور و صدها خطبه های تهدید کننده در نمازهای جمعه و بخشنامه ها و ائین نامه های رنگارنگ طی سالها وایجاد دستگاههای عریض و طویل اداری و ببازار اوردن دهها متخصص اسیب شناسی فرهنگی که همه مسایل بدیهی اجتماعی را بگردن زنان بیاندازد،و پروراندن متخصصان امر قضا و پلیس امداد و نیروی انتظامی و صدورحکم های تاریخی و من دراوردی و ایجاد زمین لرزه و بلا یای اسمانی و زمینی و غیبی. اه خسته نشده اید اقایان؟ از نفس نیافتاده اید اقایان؟ بس نمیکنید اقایان؟ براستی که رویتان زیاد است.! 

چند بار است طی این سی و اندی سال هرجا که کم اوردید و نیازمند جوسازی و انحراف افکار عمومی ایرانیان و جهانیان شدید بجان زن ایرانی افتادید و از حیثت و زنیت زن ایرانی مایه گذاشتید برای انکه پوششی هرچند موقت برای یک خرابکاری و یا یک ابرور ریزی ایجاد کنید؟ در همه بحرانهائی که کم هم نبوده اند طی این سی و اندی سال های وهمناک تاریخ حاکمیتتان بجان زن ایرانی افتادید تا با انحراف افکار عمومی برای خود زمان بخرید؟ از اخوندهای پامنبری خوان استفاده کردید و بانان مقام منسب و پول باداورده نفت را بخشایش کردید تا دست بسینه اماده باشند علیه زن ایرانی هرجا که کم اوردید سوء استفاده کنند و از ان راه پرچم اسلامتان را و تنور اغواها و وردهای اجنه وارتان را گرم نگهدارند تا شما بتوانید چند روزی بیشتر به حیات نکبت بار خود ادامه دهید و هر روز و هر ساعت و هر ثانیه از شرف و حیثیت و ازادگی و ایرانی بودن این ملت بکاهید و ان را نزد همه جهانیان شرمسار و شرمنده سازید که بگوید من ایرانیم و اینهم حکومت من است؟ حکومتی که حتی ادعای انرژی هسته ایش هم انجا که مجبود میشود قرارداد زور امضا کند باز هم از زن ایرانی مایه میگذارد.

اکنون پس از گذشت سی و اندی سال و همه انچه که بر ما رفته است بازهم در حکومتی که با کودتا و تقلب برسر کار امد و با کشتار و زور و زندان و دروغ و دغل برانست که چندی دیگر بر سرکار بماند باز هم در سالگرد ان اخرین واقعه اسفناک یعنی کودتا با نام مردم باز هم بجان ما زنهای ایرانی افتاده اند و با جوسازی که از تخصص های ویژه انان است در پی انند که زنان را از رفتن به دانشگاهها بازدارند و یا تا انجا که ممکن است برایشان ایجاد مشکل مکنند، در کوچه و خیابان حتی انها را از ماشین بزیر اوردند روانه خانه کنند و با بازهم با اوردن اخوندهای درباری که در جوسازی خبره اند بجان زنان بیافتند تا جو سالگرد کودتا رامنحرف سازند تا ترس خود را از ملتی که بر سینه انها دست رد زده است از انظار پنهان دارند، تا حقوق شهروندی ایرانیان بویژه زنان را بطور کامل این بار پایمال کنند ،تا باز هم زنان را به پرچمداری سپاه شکست خورده خود وادارند.

اقایان ایا اشتباه میکنم؟ اگر هم امروز زنان ایرانی با هر پوششی که مایلند ، که حق طبیعی و انسانیشان نیز هست به خیابان ایند، ایا واقعا از اسلام خمینی تان، و خامنه ای تان و احمدی نژادتان و جنتی تان و مصباح یزدی تان چیزی باقی مانده است؟ ایا ان زمان وقت ان نخواهد بود که جام زهر را سرکشید و حیثیت ملتی را 

به او باز گردانید؟

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *