هرگز از من نخواه

هرگز از من نخواه

هيچ چيز قابل تغيير نيست 

زحمت بی‏هوده‏ نكش 

هرگز از من نخواه که دوستت نداشته باشم 

مگر گرما را از خورشيد 

باران را از ابر 

یک‏رنگی را از ماه 

زیبایی را از گل‏ها 

پرواز را از پرستو‏ها 

سکوت را از شب 

زندگی را از ازدحام روز 

گرفته می‏توانیم؟ 

نان ‏و آبم را از من بگیر 

خیال خواستنت را نه 

خواب و بیداری‏ام را بگیر 

حس قشنگ دوست داشتنت را نه 

بگذار در من نواخته شوی

چون نُت‏های موسیقی نامکشوف

بگذار ترانه‏های عاشقانه رواج پیدا کنند 

در کلمات سنگی این عصر رو به زوال.

Never Ask Me

Nothing can be changed

Don’t bother

Never ask me not to love you!

Can the heat be taken away from the sun?

or

The rain from the cloud?

The still colour from the moon?

Or 

The beauty from the flowers?

The flight from the swallows?

Or

The silence from the night?

Life from the hum of day?

Take the bread and water away from me

But not the desire to love you

Take the sleep and awakeness away from me

but

Not that sensual sense of loving you

Play in me

Like the undiscovered notes of a music

Let the love songs spread out

In the stony words of these diminishing times.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *