زنان ایران اولین انقلاب زنانه را آنهم در خاورمیانه رقم میزنند.

موج اعتراضات و خیزش های اجتماعی چند ماهه گذشته پس از قتل مهسا/ژینا امینی در بازداشت گاه پلیس امتیت در تهران، آن نبود که حکومت اسلامی حاکم بر ایران و مابقی جهان انتظار آن را داشتند. ایرانیان پس از چند دهه خموشی و در لاک خود فرورفتن و تن به نکبت جمهوری اسلامی دادن، در سال ۱۳۸۴ یکبار در اعتراض به تقلب انتخاباتی و انتخاب محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری بپا خواستند و در اعتراضات خیابانی شرکت گسترده داشتند. اعتراضاتی که به بیرون از جغرافیای کشور نیز کشانده شد و ایرانیان خارج از کشور نیز در راهپیمایی های گسترده فریاد زدند که احمدی نژاد رییس جمهور ما نیست. این اعتراضات با دستگیری رهبران که، موسوی و کهروبی و حبس خانگی انها رو به خاموشی نهاد با آنکه کشته ها و زندانیان بسیاری بر جای نهاد.

اعتراضات گسترده در سالهای ۱۳۹۸ و ۹۹ نیز با وجود هزاران کشته و زندانی بزودی رو به خاموشی نهادند. اما خاموشی اعتراضات مردم به معنای پایان آن نبود. ایرانیان خسته از بار زندگی سخت و اقتصاد ورشکسته و گرانی و فساد بی حد حاکمیت و رانت خواری و دزدی های بی در و پیکر همه خشم خود را نه فرو برده، بلکه در سینه نگهداشتند تا در زمانی دیگر با ان اتشی بر افروزند که بنیان جمهوری پوشالی اسلامی را بسوزاند و خاکستر کند.

در شهریور ماه ۱۴۰۱ آتش خشم ایرانیان به رهبری زنان و دختران ایران با قتل دختر جوان کرد که توسط گشت ارشاد صورت گرفت آنجنان بر افروخته شد که اکنون پس از گذشت بیش از دوماه زبا نه های به گوشه و کنار بیت رهبر و سامانه حکومت ملایان سرایط کرده است و ارام، آرام بنیان جمهوری پوشالی اسلامی را در شعله های خشم خود میسوزاند و خاکستر میکند.

ملایان و رهبر سنگدل و خشونت ورز و متوهم آن اکنون از سیل بنیان کن حضور دخترکان جوان دبیرستانی و گاه دبستانی و زنان دانشجو در هراس افتاده اند و تنها راه برون رفت را خشونت های بیرویه دستگیری و تجاوزهای جنسی و کشتن زنان و دختران میجویند. آنان هنوز درک نکرده اند که ما و جهان شاهد انقلابی هستیم که بطن و ریشه ان را زنان تشکیل میدهند. زنان و دخترانی که دهه ها با اوامر پوسیده حکومتی خود را در پارچه های سیاه پنهان کردند و حجاب ناخواسته را بر دوش کشیدند زیرا که حکومت ملایان بدون زیر حجاب بردن زنان معنا و مفهومی نمی داشت. زنان را پرچم دار حکومتی کردند که از آن جهان قرن ۲۱ تبود. زنان ایران با پوشاندن خود در پارچه های سیاه می بایست به جهان « اسلامی» شدن سرزمین گرد آفرید و تهمینه و شیرین و طاهره قرطالعین و فروغ را بنمایش گذارند. که نگذاشتند. هرگز پرچم حکومت دینی آنهم از نوع دروغین آن تشدند. به انتظار نشستند تا زمانی که آگاهی شان از چهان خارج از ایران تسخیر شده به ان اندازه رسید که بدانند در کجای جهان ایستاده اند.

کشتن زن جوان کرد ، مهسا امینی آن جرقه ای بود که خرمنگاه خشم زنان و دختران ایران را بر افروخت و اکنون جهان در تعجب به حضور زنان که در برابر نیروهای مسلح و خشن و بیرحم و جانی حکومت ایستاده اند، به زنان ایران با دیدگاهی متفاوت و احترامی در خور انان مینگرد. اعتراضات زنان و دختران جوان که مردان نیز کم کم با آن همراه شدند قربانی های بسیار داشته است. تا به امروز دهها دختر و زن توسط نیروهای مسلح حکومت اسلامی دستگیر و بزندان انداخته شده اند. دهها تن نیز با وحشیانه ترین روش ها جان خود را از دست داده اند. دختران جوانی چون نیکا شاکرمی که در سن ۱۷ سالگی بقتل رسید.

حکایت قیام زنان و دختران ایران تمام نشده است. قیام زنان و مردانی که برای زندگی و آزاد زیستن جان خود را سپر گلوله میکنند شاید تازه بخش اول آن ورق خورده است. اما نام زن ایرانی بعنوان سازمانده اولین قیام و انقلاب زنانه و زن محور در تاریخ خاور میانه و جهان از هم اکنون به ثبت رسیده است. زنان در همین مدت کوتاه توانسته اند بطور اشکار حجاب را بسخره گیرند و خیابانهای شهرهای بزرگ پر است از زنان و دخترانی که کیسو بباد می سپرند و با تمسخر به جمهور ی عقب مانده ار تاریخ میگویند که ما دختران عصر ارتباطات و اطلاعات و ارتباط جمعی هستیم و میدانیم که در سرزمین های دیگر زنان انسانهایی برابر با مردانند نه وسیله ارضاً شهوت انان و کنیز اشپز خانه. زنان دیگر ناموس مردان نیز نیستند. آنان انسان هایی هستند بذابر با مردان در خیابان و کوچه و خانه و اطاق خواب و آشپز خانه. زنده باد زن-زندگی آزادی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *