هردم از این باغ بری می رسد

رابطه آزاد و سالم، یا فحشای رسمی

( این نوشته در زمان خود با نام فریده الفت در نشریه…. به چاپ رسید)

سخنان هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه حکایت از عمق فاجعه ای دارد که تحت لوای اسلام عزیز در میهن مان میگذرد. فجایعی که باید ازب چنان وسعتی برخوردار باشند که به قول خود هاشمی رفسنجانی: “امن و امان پنداشتن مملکت و سهل انگاشتن مشکلات اجتماعی، آتش بر زیر خاکستر نگه داشتن است. و در مقطعی پیش بینی نشده با انفجار مواجه خواهد شد. ( به نقل از سخنان هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه هفته اول ماه آذر)

این روزها بحث بر سر سخنان هاشمی رفسنجانی و پیامد های ان نقل بسیار محافل است. واقعیت ان است که رفسنجانی زمانی این مسایل را مطرح میکند که جامعه ایران در بحران عمیق اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دست و پا می زند.

نگارند با طرح و نقد جوانب سخنان رفسنجانی و پیامد های ناشی از ان ادعا ندارد که حق مطلب را ادا کرده است. مسئله رابطه سالم زن و مرد با انچه هاشمی رفسنجانی مطرح میکند و سایر “صاحب نظران”  فق اسلامی با ستناد به روایات و احادیث به ان مهر تائید می زنند تفاوت بسیار دارد. هدف این نوشته طرح کلی نظرات و برخی پیامدها، بستر تاریخی وضعیت زنان و پس رفت های انان طی چند سال پس از انقلاب و مشکلات جوانان و راه یابی های رژیم اسلامی است.

نگارنده با طرح این بحث از علاقمندان و صاحب نظران مسایل جوانان و زنان دعوت می کند با یرخورد به این نوشته به بررسی چنبه های تاریخی، سیاسی و اجتماعی مسئله به پردازند و اگاهی عمومی را در این زمینه ارتقاء بخشند.

صیغه یا متعه یا ازدواج موقت یکی از جنبه های تفکر شیعه برای اطفای غریزه جنسی مرد است که با پرداخت مبلغی زنی را برای مدتی (از یکساعت تا هر زمان) در اختیار میگیرد.

آیت الله آذری قمی بر پایه هم این اصل و به نقل از یکی از آیات سوره نساء (آیه 22) اشاره می کند: ” مفهوم این ایه ان است که اگر افرادی به دلایلی از جمله دلایل مالی، مسکن، دادن خرج و نفقه، که هم الان هم در جامعه رایج است نتوانند ازدواج دائم کنند، خداوند تبارک و تعالی او را از حق طبیعی خود محروم نکرده است. مثلا در برخی روایات اشاره شده است که در برابر یک درهم یا بیشتر و حتی مدت را هم معین نکرده است. مثلا از 3 روز یا کمتر، عمل ازدواج موقت صورت گیرد که غریزه جنسی اطفاء شود، که فساد در جامعه راه پیدا نکند. یعنی هدف از طرح مسئله هم این هست.”

هاشمی رفسنجانی در مورد ارضاء نیازهای فطری انسانی میگوید: “نیازهائی که خداوند در وجود انسان خلق کرده است نه خواسته است که بی جواب بمانند. این نیازهائی که ما داریم با حساب تعبیه شده و باید با حساب اداره شوند.”

روزنامه کیهان در سلسله گزارش هائی پیرامون مسئله ازدواج موقت با برخی از “صاحب نظران الهیات” به بحث نشستها ست. نشریه زن روز ضمن چاپ مطلبی تحت عنوان “طوفانی از افراط و تفریط” در این زمینه نظراتی ارائی می دهد. خلاصه بخشی از این نظرات این است که: “اسلام دقیقا تکلیف فرد را رد زمینه جنسی معین کرده است. مثلا در برخی از احکام میگوید: زن نامحرم حق ندارد نذد بچه ای که خوب و بد را تشخیص می دهد بدوم پوشش بنشیند.”. یا میگوید: “سپاه مسلمانان در جنگ های صدر اسلام که از خانواده بدور بودند در بلاد سر راه ازدواج موقت داشتند.”

یکی ار صاحب نظران مسایل فقهی در پاسخ به این سوال که ازدواج موقت چه جایگاهی در اسلام دارد میگوید: ” ما تناه به ازدواج موقت به عنوان یک مرحله از مشی اسلام پیرامون مسایل جنسیت نگاه میکنیم و ان را یک مقطع گذار از این مشی میدانیم. این نیست که ازدواج موقت ان چیزی باشد که اسلامپیرامون مسائل جنسی ارائه می دهد.اسلام فرق می نهد بین کسی که نیاز جنسی ندارد و به سوی ازدواج موقت میرود و ان کسی که نیاز دارد.”

آذری قمی می گوید: “حکمت تزدواج موقت، مسئله باز بودن میدان برای شهوات رانی نیست بلکه برای این جهت قرار داده شده است کعه انسانی که زن دارد (توجه شود از نظر مبارک ایشان انسان به معنی مرد است) نمی تواند. یعنی مکروه است که زنی را متعه کند. البته خداوند استفاده این افراد از متعه را حرام نکرده است ولی در عین حال در روایات تصریح شده است که انهائی که دارای شرایط نیستند بهتر است این کار را نکنند. خود ائمه هم از این مسائل دوری می کردند و اگر بعضی از این بزرگان این عمل را انجام میدادند فقط برای این بود که مشروعیت اش را عملا نشان دهند.”

بعضی از “صاحب نظران” معتقدند که ازدواج موقت در بستر شریط می تواند مشی واحدی در مورد مسایل جنسی به مسلمانان ارائه دهد.

حجت الاسلام مقتدائی، رئیس دیوان عالی کشور در مصاحبه با روزنامه کیهان میفرماید: “در مجازات هائی که اسلام برای انحراف ها و نفاسد اجتماعی در نظر گرفته، مجازات های مربوط به انحراف های جنسی از شدت بیشتر برخوردارند: سنگسار، پرت کردن از بلندی، و…نشان میدهد که اسلام چه قدر از ارتکاب این گونه مفاسد کراهت دارد.اصل مطلب، یعنی ازدواج موقت از نظر فقه شیعه یک مطلب قطعی و مسلم است.و مورد اتفاق علمای شیعه. علمای اهل تسنن این نظر را ندارند و میگویند گرچه در زمانیامبر عمل می شده است، اما از زمان خلیفه دوم تحریم شد. فلسفه ازدواج موقت جلوگیری از فحشا و فساد و منکرات است و روابط نامشروع است که می تواند جامعه ای را به فساد بکشاند. شارع مقدس سالام در رابطه با زنا از اعدام و رجم و سنگ تا 100 ضربه شلاق یا در مورد لواط حد کشنم یا مجرم را از بالای بلندی پرت کردن یا او را زیر اوار قرار دادن اسن و یا با اتش سوزاندن و یا رجم و سنگسار.”

جناب مقتدائی میفرمایند: ” فلسفه نکاح موقت برای رفع نیازهای جنسی است و هرکس که احساس کند نه به عنوان لاابالی گری- از نظر شرع اشکال بر ان نیست. اگر یک زن 30 ساله بخواهد با یک پسر 18 ساله ازدواج موقت کند این چه اشکالی دارد؟”

آیت الله مشکینی در نماز جمعه گفت: “ازدواج موقت یک قانون عظیم اسلامی است.”

خلاصه ان که مسئله صیغه به عنوان یکی از اصول اسلام به مرد اجازه می دهد که برای “رفع نیازهای”  جنسی و تنها به هم این منظور زنی را با پرداخت مبلغی در اختیار داشته باشد و پس از رفع شهوت او را بدون هیچ تعهد و الزامی رها کند. یکی از مزایائی که بر این رابطه شمرده میشود آن است که مرد هیچ گونه تعهدی در برابر زن ندارد و تنها با پرداخت مبلغی او را برای مدتی در اختیار داشته است.

صاحب نظران فقه میگویند که در ازدواج موقت دوطرف ازادی بیشتری دارند. مردان تعهدی برای مسکن، نفقه، ارث و مهریه ندارند.هم چنین مرد متعهد نیست اگر زن حامله شد تعهد نگهداری از فرزند را بعهده گیرد. طبق گفته هاشمی رفسنجانی این به عهده جامعه است که خرج این فرزندان را تامین کند. اما چرا هاشمی رفسنجانی به یکباره به قول نشریه زن روز ” به طوفانی از افراط و تفریط” در افتاده است؟ ( زن روز شماره 1294، مرخ 17 آذر ماه 69).

ایا هاشمی رفسنجانی از موضع مترقی در پی سنت شکنی است و در پی ان است که جامعه به حالت عادی در اید و زن و مرد چون دو انسان برابر روابطی بر پایه تفاهم و عشق و دوستی با هم برقرار کنند؟ آیا احکام اسلامی برامده از احادیث و روایات . نشات گرفته از دوران 15 قرن قبل و عصر برده داری و بربریت اصولا می تواند ماهیتی مترقی به خود گیرند؟

آیا اصولا دید اسلام از زن به مثابه انسانی برابر با مرد است و یا زن به ویژه در ارتباط با جنسیت به مثابه کالا که باید در حجاب و دور از دسترس باشد تا بعد با توجه به موقعیت مالی یک مرد با خواندن اورادی که حتی نیازی نیست به زبان عربی باشند میتواند در اختیار مرد قرار گیرد؟

نویسنده زن روز سوال میکند : “که اگر قرار باشد در کشور ما هر زن و مردی قرار بگذارند یک دو و یا سه ماه با هم باشند و اگر بطور مستمر چنین قراردادهائی اجرا شوند، چگونه انسانهائی خواهیم شد؟ کودکان حاصل از این روابط چه سرنوشتی خواهند داشت؟ و با پیامد های بهداشتی، روانی و اخلاقی ان چکونه باید مواجه شد؟

واقعیت ان است که چنانچه باور بداریم که اقای رفسنجانی از دیدگاهی مترقی در پی این “سنت شکنی” بر امده است به همان دامی گرفتار خواهیم امد که مبارزه  “ضد امریکائی: ایت الله خمینی ما را گرفتار کرد. هاشمی رفسنجانی پس ار پیروزی نسبی بر رقیبان و در پی استحکام پایه های قدرت خود و برای حل بحرانهای عمیق اجتماعی جامعه سرکوب شده ایران این بار نیز دست بدامان راه حل های “اسلامی” زده است. راه حل هائی که همانند سایر تزهای اسلامی در سایر عرصه ها از قبل محکوم به شکست اند.

اما این که چرا رژیم اسلامی بستر بیشتر سیاست های جنجال برانگیز و عقب مانده خود را بر زنان تحمیل کرده است نیازبه بررسی ریشه دارتر و عمیق تر دارد که مختصرا به ان می پردازیم.

در طول 50 سال حکومت رضاشاه و محمد رضا شاه و در پی تغییرات در روابط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و به تبع ان تغییراتی که در روابط جنسیتی پدیدار شدند که هریک ویژگی خاص خود را داشتند.

کشف حجاب رضا شاه بدون اماده کردن زمینه های فرهنگی و اجتماعی با مقاومت اقشار اجتماعی به ویژه خانواده ها روبرو شد. از سوی دیگر، بر اثر الزامات رشد سرمایه داری و تماس با دنیای غرب، درهای دانشگاه و ادارات بروی زنان باز شد و انان توانستند به صورتی هرچند محدود به صحنه دانشگاه و تولید و خدمات اجتماعی وارد شوند.

مسئله حجاب پس از چند سال از تب و تاب افتاد و خانواده ها بویژه زنان توانستند با توجه به وضعیت فرهنگی و سنتی از ان استفاده و یا ان را برای همیشه کنار بگذارند. گذشته از این، خود مسئله کشف حجاب که بر پایه زور و قلدری رضا شاه و بدون فراهم اوردن زیربنای فرهنگی در جامعه بسته ایران ان زمان صورت گرفت اکثریت زنان پس از کاسته شدن از فشار گزمه و ژاندارم دوباره به زیر چادر کشانده شدند.

جنگ جهانی دوم و سلطنت محمد رضا شاه و بدنبال ان کودتای 28 مرداد و گذار جامعه ایران از فئودالیسم به سرمایه داری وابسته فضا را برای زنان بازتر کرد. در سالهای 1340 و با دادن حق رای به زنان که ایتالله خمینی سخت با ان مخالف بود و نیز تصویب قانون حمایت خانواده، زنان بیشتری به صحنه اجتماع کشانده شدند . گرچه تعداد زنان با توجه به جمعیت زنان هرگز بعد گسترده نیافت و انان نتوانستند دارای حقوق واقعی برابر با مردان شوند. به ویژه زنان زحمت کش کارگر و دهقان محصور در قوانین و سنت های پایدار بندرت تحت تاثیر این تغییرات واقع شدند و دگرگونی چندانی در شیوه زندگی شان به وجود نیامد. اما قوانین مدنی مصوبه ان دوره در ارتباط با خانواده تا حدی قوانین شریعت را تحت تاثیر قرار دادند. در این دوران زنان به ویژه در شهرهای بزرگ به مشاغلی همچون وکالت مجلس، قضاوت و مدیریت متوسط و پائین دست یافتند. اما از ان جا که این حقوق نیم بند نه بر اثر رشد اگاهی زنان و مبارزات خودجوش انها برای رهائی (که مورد بحث این نوشته نیست) اما از بالا و توسط عوامل دربار داده شده بود، خطر باز پس گرفتن تمام یا بخشی از انها همواره وجود داشت و نوعی تشریفاتی بودن در بسیاری از مشاغل به چشم می خورد.

یکی از ویژگی های مثبت قانون حمایت خانواده تحدید چند همسری و محدودیت صیغه بود.

ورود زنان به دانشگاهها و ادارات موجب دگرگونی هائی دزر روابط جوانان شده بود و جامعه ایران میرفت که از حالت خفه و بسته عهد فئودالیسم یدر اید. از طرف دیگر نهادینه نشدن مسئله روابط جنسیتی و برابری واقعی از یک سو و عدم اگاهی و اموزش کافی و نیز تاثیرات عمیق مذهب در اکثر خانواده های ایرانی از سوی دیگر تضاد عمیقی ایجاد کرد که تنفر عمیق مذهبیون و آتش افروزی در این زمینه را بدنبال داشت.

خمینی پس از انقلاب بهمن و سقوط شاه وارث جامعه ای شد که این تضادهای فرهنگی در ان به اوج خود رسیده بودند و این امر بستر شومی برای اجرای مقاصد شوم به وجود اورد. حمله به زنان تنها چند روز پس از روی کار امدن ، تحدید حقوق انان و روانه کردن دسته های چاقو کش در روزهای اول انقلاب، احیای قوانین اسلامی و لغو قانون حمایت خانواده، فشار بر زنان در ادارات و مراکز اموزشی، وادار کردن انان به پوشیدن حجاب اسلامی و حتی محدود کاردن زنان به استفاده از رنگهای سیاه و خاکستری و قهوه ای انتقام سختی بود که خمینی نمی توانست به ان هم قانع شود.

رژیم تمام مرد جمهوری اسلامی ابتدا ارام، ارام و سپس با استحکام قدرت حاکمه اش با قاطعیت به دفاع از “ارزشهای سلامی” و تحدید حقوق انسانی زنان پرداخت و این تنها یک جنبه از تراژدی بود. ایجاد خفقان و سرکوب و قلع و قم مخالفان زمینه را برای “اسلامی )کردن کل جامعه، یعنی جداسازی زن و مرد فراهم اورد. کار بدانجا کشید که بین کلاس های درس دانشگاه پرده و دیوار کشیدند. در ادارا ت سوراخی تعبیه کردند تا راه ارتباط کارمندان زن با مراجعین باشد. راه ورود و خروج دانشجویان دختر و پسر جدا شد. در اتوبوس ها میله کشیدند، کتابخانه ها، سلف سرویس ها و اب خوری ها تقسیم شدند. در برخی خانواده ها به دختران یاد دادند که باید از ماهی نر حوض رو بگیرند.

شکل گیری جامعه ای سیاه و خاکستری به محدود کردن حقوق زنان نیز اکتفا نکرد و به ازادی های فردی مردان نیز هجوم اورد، چرا که این هجوم به ماهیت فردی ازادی و فردیت بشری بود و می بایست سرکوب خواسته های طبیعی انسانها را بهمراه داشته باشد. تحدید استفاده از تفریح گاهها، در یا، استخر ها، ورزشگاهها و خلاصه لذت بردن و شادی در هر بعدی ممنوع، محدود و زشت قلمداد شد.

هشت سال جنگ بی حاصل نسلی از جوانان را بباد داد و خانواده های بسیار را به عزا و ماتم نشاند و این خود موجب شرکوب بیشتر انانی شد که به جنگ نذفتند.عدم موفقیت رژیم در ایجاد بازار کار سالم، بیکاری میلیونها جوان، رواج انواع مظاهر فساد و مواد مخدر، عدم اطمینان به اینده و موج وحشت و ناامیدی طبق امار خود رژیم یک میلیون معتاد به وجود اورده است.

اگر در دوران شاه فساد در اقشار مرفه و بالای جامعه رواج داشت، در رژیم اسلامی پس از شوک های اولیه ناشی از بگیر و به بندهای حزب الله، فساد در ابعاد باور نکردنی جامعه ایران را در خود فرو برده است. موج فحشا، قاچاق، دزدی و ادم کشی در جامعه ای که بجرم داشتن چند گرم هروئین به جوخه اعدام سپرده میشوند در حال گسترش است و رژیم اسلامی که خود از دست اندرکاران و سیاست گذاران انواع معاملات غیر قانونی است نتوانسته است با قوانین خشن از ان بکاهد.

هاشمی رفسنجانی در اشاره به ابعاد این ناهنجاری های اجتماعی است که میگوید: ” متاسفانه باید بپذیریم که بزهکاری زیر زمینی و پشت پرده ای شده است، لذا وجدان مان خیلی راحت نباشد”.

یک روی دیگر قضایا ان است که رژیم اسلامی برای به خانه کشاندن زنان بر واحد خانواده به مثابه زیر بنای جامعه تاکید بسیار دارد. خانواده ای که به زعم ان ها مر رئیس و همه کاره است و پدر بزرگ و عمو سرپرست بلامنازع اند. زنان به مثابه موجوداتی دست دوم در خانواده تحت انقیاد مردانند و لذا مسئله ازدواج دوم مرد و صیغه و غیره از مواردی است که خود نهاد خانواده  مورد حمایت انان را نیز مورد تهدید جدی قرار می دهد و در حال حاضر یکی از علل عمده جدائی هاست.

به قول نویسنده زن روز (مورخ 17 اذر ماه 1369) : ” از یاد نبریم وقتی در این مملکت صحبت از برقراری حکومت اسلامی شد، بسیاری از مردان متاهل بی بند و بار و هوس باز با تحریف قوانین چنین حکومتی به جای بالابردن مشت های خود، چهار انگشت خویش را به معنای ازادی در گرفتن 4 زن بالابردند.”

در واقع به قول یکنفر در ارتباط با این مجله: “اگر مسئله ازدواج موقت در جامعه رایج شود دیگر کدام مردی و حتی زنی حاضر می شود مشکلات یک زندگی دائم را بجان بخرد.”

مسئله این جاست که هاشمی رفسنجانی و “صاحب نظران” رژیم به جای ریشه یابی مشکلات و توجه به نیازهای اساسی جامعه و تلاش در راه رفع انها تنها به غریزه جنسی و دفع ان، ان هم به شکلی زننده و توهیم امیز و به ضرر زنان تاکید دارند. یعنی رژیم اسلامی یک بار دیگر ثابت کرده است که برای زنان بعنوان انسان ارزشی قائل نیست و ان جا که لازم بداند انواع فرامین و احادیث و روایات را برای توجیه اهداف خود صادر می کند و به انها حقانیت می بخشد.

به قول یک زن: ” در این میان رنج های زنان به هر دلیلی، طلاق، فوت شوهر و دختران ازدواج نکرده و مجرد مضاعف می شوند. یعنی با این مسئله ازادی انها و شخصیت انها مورد هجوم و تحقیر قرار میگیرد و امنیت و راحتی شان چه در خانه و چه در محیط کار و کل اجتماع از دست میدهند و دچار اضطراب و دلهره می شوندو کارائی خانم های شاغل پائین می اید و دستاویزی می شود برای مردانی که نه چندان پای بند مسائل خانوادگی هستند.

از این به بعد مردان تفریحاتشان را بیرون از خانه جستجو میکنند به خصوص انها که از موقعیت مالی و شغلی بالاتری برخوردارند.

اگز صحبت از مشکلات جوانان است که در رفع “نیازهای جنسی” حل نمی شوند. ج.انان نیاز دارند:

در محیطی سالم و به دور از فشارهای اقتصادی و اجتماعی به تحصیل و کسب مهارت و حرفه به پردازند.

از تغذیه مناسب برخوردار باشند.

از تفریحات و سرگزمی ها در مدارس و مراکز اموزشی و محلات، مسابقات ورزشی، کتابخانه، سینما، استخر و کلوپ های ورزشی، تلویزیون، موسیقی، تئاتر، رقص، کنسرت، مسافرت های تفریحی و اردوهای اموزشی و تربیتی، مجلات مخصوص خود و رابطه ازاد و سالم بدور از بگیر و ببند گزمه ها برخوردار شوند.

برنامه ریزی برای کسب حرفه و تحصیل و اشتغال انان باید به نحوی باشد که دغدغه خاطر و ناامیدی از اینده نا معلوم و تاریک انان را بدام مشاغل کاذب و انواع فساد و مواد مخدر رهنمون نکند.

در میان همه این نیازها و خواست های طبیعی که بایستی با برنامه ریزی مشخص براورده شوند، نیازهای جنسی جوانان نیز به طور طبیعی از طریق روابط سالم و همراه با اشنائی و علاقمندی و بر پایه تفاهم طرفین براورده خواهد شد.

اگر در غرب به زعم “صاحبنظران” اسلامی روابط جنسی ازاد است، این بدان معنی نیست که همه جوانان از سنسن بلوغ بدون هیچ اندیشه دیگر تنها به برقراری روابط جنسی با یکدیگر روی میاورند.چنین روابطی طبق تفسیر اقایان اگر به ویژه با پرداخت وجهی بهر نام همراه باشد “خود فروشی” یا “فاحشگی” خوانده میشود. فواحش درر غرب گاه به عنوان یک “شغل” به فروش تن خود مشغولند که در بعضی موازرد شامل مردان نیز می شود. این مسئله با روابط “سالم و ازاد” دختران و پسران جوان که بر اساس اشنائی و علاقمندی ، امد و رفت و تفریح و شادی وبالاخره احتمالا رابطه جنسی استوار است . با نوع صیغه در اسلام تفاوت بسیار دارد.

در رابطه صیغه طبق همه اظهار نظرات “صاحب نظران” مرد به شکار زن می نشیند و بهر حال چون دو طرف از معاشرت و شناخت هم محرومند بلافاصله در قبال پرداخت وجهی که به زن داده میشود مرد با او هم خوابگی میکند. این نوع رابطه که بزعم آقایان به روال متداول تکرار خواهد شد اگر با روابط جنسی مرد و زن در غرب مقایسه شود همان “فاحشگی” است که مهر تائید رسمی مقامات را با خود دارد.

از طرف دیگر در غرب فواحش تحت پوشش پزشکی و مراقبت قرار دارند و با آموزش و راهنمائی سعی میشود از بیماری های واگیر به آنان و توسط آنان جلوگیری شود. این مسئله در مورد حاملگی زنان نیز صدق میکند.

آیا در ایران با رواج صیغه این مسائل آموزش داده خواهد شد و تسهیلات لازم بهداشتی و آموزشی در اختیار “صیغه های حرفه ای” قرار خواهد گرفت؟ آیا با چنین وضعی تنها زمینه برای شیوع بیماری ها و از جمله بیماری مهلک ایدز فراهم نمی شود؟

احتمالا در آینده زنانی که با فقر مالی و فرهنگی روبرو هستند به این حرفه روی خواهند آورد. آیا آنان میتوانند از وسایل بهداشتی و جلوگیری از حاملگی برخوردار شوند؟ آیا اگر فرزندانی از این نوع رابطه به وجود آیند تکلیف آنها چیست؟

هاشمی رفسنجانی میگوید: ” اگر از این ازدواج های موقت بچه ای حاصل شود مسئولان میدانند با آنها چه بکنند.” راستی مسئولان واقعا میدانند با آنها چه کنند؟ یا ان که اگر زنی برای کمک به جائی مراجعه کرد و تقاضای کمک کرد مسئولان اول سعی میکنند با یک یار صیغه کردن او را آزمایش کنند و بعد بدانند با او و فرزند ش چه کنند.

واقعیت ان است که در غرب مسئله مادران تنها، یعنی زنانی که بدون ازدواج رسمی دارای فرزند می باشند مدتهاست حل شده است و آنان می توانند با گرفتن شناسنامه برای فرزند تحت پوشش کمک های دولت از حداقل معاش برخوردار شوند. آیا در جمهوری اسلامی چنین امکاناتی وجود دارند؟

زنی در تماس با مجله زن روز می گوید: ” دختر خانمی در فامیل ما تا سن 35 سالگی ازدواج نکرده بود و بعد با مردی ازدواج موقت کرد و این مسئله را در هیچ جا ثبت نکرد. مرد بعد از 2 ماه گذاشت و رفت و حال ان که زن با یک بچه دائم از این دادگاه به ان دادگاه می رود تا بتواند برای بچه اش شناسنامه بگیرد. به مسئولان به گویید با مسائل جامعه بطور ریشه ای برخورد کنند.”

بله ما هم اعتقاد داریم که باید با مسائل ریشه ای برخورد کرد. وقتی در جمهوری اسلامی انسانها به موجودات مادینه و نرینه تقسیم شدند، در ذهن یکایک سردم داران رژیم تنها مسئله رابطه جنسی و شهوت حیوانی دور می زند. سخنان آیت الله گیلانی در تلویزیون را بیاد بیاوریم و مسایلی که پیش روی مردم ایران می گذاشت تا حل کنند!

بر بستر چنین تفکری است که برای مرد همه مسایل اجتماعی در حل مسئله رابطه جنسی خلاصه میشود. هاشمی رفسنجانی راه حل خلاصی از بحران عمیق جامعه و جوانان ایران را در ارزان بخشیدن زنان به مردان و تحقیر بیرحمانه و سوئ استفاده از آنان میداند. آخر کدام دختر ایرانی را میتوان سراغ داشت که به سراغ پدر و مادر برود و به آنان بگوید که می خواهد برای مدتی صیغه فلانی بشود؟ ما از جامعه ای صحبت میکنیم که از دورانهای قدیم و به ویژه پس از روی کار آمدن این رژیم شاهد نمونه های بسیاری قتل های ناموسی زنان بیگناه توسط مردان خانواده بوده است.

هاشمی رفسنجانی این بار هم برای حل بحرانهای اجتماعی ایران به بیراهه رفته است و زنان را آماج تحقیر و توهین قرار داده است و صد البته که توجیهات شرعی فراوان نیز پشتوانه راه حل های وی صفحات مطبوعات رژیم را پر کرده است.

زنان ایران از هم اکنون با اعتراض به این مسئله به رژیم جنایت کار اجازه نه خواهند داد کل جامعه ایران را به “فاحشه خانه رسمی” بدل کند. عوام فریبی و جو آفرینی اخوندها در درون خانواده های ایرانی راهی ندارد. تنها مشکل قضایا ان است که زنان بازهم تحقیر و فشارهای بیشتر اجتماعی را متحمل خواهند شد و با آزاد گذاردن دست مردان در شکار صیغه امنیت اجتماعی شان به خطر می افتد و از این به بعد شاهد از هم پاشیده شدن بیشتر خانواده ها خواهیم بود.

رژیم اسلامی که همه مظاهر جرم و دزدی و فساد را با “قانونیت” بخشیدن و شرعی قلمداد کردن توجیه کرده است، این بار نیز در پی ان است که “صیغه یا متعه” یا به عبارت مدرن “ازدواج موقت” را به درون خانواده های ایرانی بکشاند. این با زنان و مردان ایران است که قاطعانه دست رد به سیاست های به غایت عقب مانده عهد عتیق بزنند و با دفاع از حیثیت انسانی خود از حقوق خود که شامل آزادی، کار، تحصیل، تفریح، مسکن و بسیاری حقوق دیگر است دفاع کنند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *